تبليغاتX
تمام ناتمام من
تمام ناتمام من

...وقتی میای تو کفشات رو دربیار لطفا

میرم.

شاید برگردم؛ شاید هم نه.

اگه نه که... حلالم کنید...


پ.ن :
1- دستم داشت میرفت به نوشتن «چیزی شبیه یک رویا (16)» و «اعتراف دهم»... چه میشه کرد... قسمت پانصدمین پست «تمام ناتمام من» هم خداحافظی بود... انتظار نداشتم...
2- اینجا خونه من بود. دل کندن از خونه، تحت هیچ شرایطی برای آدم آسون نیست. شاید برای همین بیشتر از 20 بار دستم رفت روی عبارت «حذف وبلاگ» و نتونستم...
3- من توی این خونه زندگی کردم. خندیدم... گریه کردم... لحظه هام رو ثبت کردم... خاطراتم رو... از دلتنگی هام گفتم... از دلواپسی هام... از دوست داشتنی هام... سخته اینجا رو بذارم و برم...
4- اینجا دوستای خوبی داشتم. خیلی خوب. دوستایی که نه خودشون میدونن چقدر برای من عزیز هستن؛ نه من خودم میدونستم تا وقتی که تصمیم نگرفته بودم از اینجا برم. دلم برای همه تنگ میشه...
5- تا آسمان همچنان به همون منظوری که ساخته شد به فعالیتش ادامه خواهد داد...

نوشته شده در شنبه 17 دی1390ساعت 2:50 توسط سارا| |

Design By : Night Melody